سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
روز سبزگی

روز سبزگی
مریم[58]
روزگاریست که شیطان فریاد میزند آدم پیدا کنید، سجده خواهم کرد!!!
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

 



آقا! وجود پاک مرا چند می خری ؟!

به به! چه چشم ناز و قشنگی! چه دختری !



چرخی بزن ، ببینمت آیا مناسبی ؟

یا نه شبیه کولی ِ دیروز ، لاغری !



اسمت چه بود؟ اهل کجایی؟ ندیدمت! . . .

دختر ، هراس ، دلهره: ها؟ چی؟ بله!. . . پری !



اهل حدود چند خیابان عقب ترم

نزدیک نانوایی سنگک؟. . . - نه! بربری


چیزی به مرگ دامن پاکش نمانده بود

زیر نگاه هرزه ی یک مرد ِ مشتری



«کمتر حساب کن». . . وَ موبایلش: الو! بله!

امشب بیا به خانه ی آقای خاوری



زن هم مصیبت است! بله ! چشم! آمدم!

هی گفت مادرم که چرا زن نمی بری !


از خیر او گذشت و فقط گفت: حیف شد !

امشب برو سراغ خریدار دیگری



دختر به فکر نان شبش بود و داد زد:

حتی مرا به قیمت کمتر نمی خری ؟! . . .





مهدیه حسینیان رستمی


 


[ سه شنبه 14/4/90 ] [ 1:30 صبح ] [ مریم ]
درباره وبلاگ

مریم[58]
روزگاریست که شیطان فریاد میزند آدم پیدا کنید، سجده خواهم کرد!!!
امکانات وب